سيد جلال الدين آشتيانى
719
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
استيفاى جميع مراتب وجودى ، به صورت حقايق خارجيه از موطن علم متنزل گردد ، و منصبغ به احكام جميع موجودات گرديده ، و انتهاى سير خود را كه استقرار در رحم باشد ، بپيمايد ، و به حكم لزوم رجوع حقايق به بدايت وجود ، از مقام نطفه ترقى و استكمال نموده ، باصل اول خود كه مقام تعين اول باشد متصل مىگردد . بيان خواهيم نمود ، كه بين موجودات اين نزول و صعود پس از نزول ديگرى كه لازمهء مقام خاتميت است ، در صلاحيت انسان است ، و ساير موجودات قدرت صعود و نزول و انصباغ به احكام اشياء ، و استيفاى كمالات حقايق ، و رفض نقايص اشياء را در مقام صعود ندارند . اين مقام مختص انسان است . در بين افراد انسان ، كسى كه واجد جميع اين شرائط است ، حقيقت محمديه است . لذا شرع او ناسخ جميع شرايع و حقيقت او واسطهء ايجاد و افاضه و منشأ تشكيل سلاسل طول و عرض مبدا و معاد است . چون حقيقت وجود و تعين او حقيقتى سعى و احاطى و كلى و مطلق است ، و سارى در جميع حقايق است . از جمله مراتب سريان آن حقيقت حقايق وجودى و شرايع الهى و ساير شرايع ربانى است . حقيقت كلى او متصل بوجود ساير انبياء است ؛ ولى اتصال اصل بفرع و حقيقت به رقيقت و كل بجزء است ، لذا آدم و ساير انبياء بعد از آدم تحت لواء وجود سعى او مىباشند و فقط نبوت او ازلى و ولايت خاتمان ولايت محمديه ازلى و ابدى است . نبوت را ظهور از آدم آمد * كمالش در وجود خاتم آمد بود نور نبى خورشيد اعظم * گه از موسى پديد و گه ز آدم تجلى او بحسب ظهور ، بوجود مادى كه لازمهء خاتميت و استيفاى جميع مراتب وجودى است ، منافات با مبدئيت و علميت و ربوبيت او نسبت بانبياء سلف ندارد ، و حقيقت جامع بين حقايق وجودى ، بايد بحسب رتبهء مادى ، متأخر و باعتبار ابتداى وجودى مقدم بر كل باشد . و انى و ان كنت ابن آدم صورة * ولى فيه معنى شاهد بابوتى من به ظاهر گرچه ز آدم زادهام * ليك معنى جد جد افتادهام